جلال الدين الرومي

232

فيه ما فيه ( فارسى )

آدمى را هر روز پنج و شش بار بىمرادى و رنج پيش مىآيد ، بىاختيار او . قطعا ازو نباشد ، از غير او باشد و او مسخّر آن غير باشد و آن غير مراقب او باشد . زيرا پس بدفعلى رنجش مىدهد اگر مراقب نباشد چون دهد مناسب ؟ و با اين همه بىمرادىها طبعش مقرّ نمىشود و مطمئن نمىشود كه « من زير حكم كسى باشم . » خلق آدم على صورته در وصف الوهيّت كه متضضادّ صفت عبوديّت است مستعار نهاده است . چندين بر سرش مىكوبد و آن سركشى مستعار را نمىگذارد . زود فراموش مىكند اين بىمرادىها را و ليكن سودش ندارد . تا آن وقت كه آن مستعار را ملك او نكنند از سيلى نرهد .